خرید بک لینک
بخشی از این مطلب در کتاب «ایران بر لبه تیغ» نوشته دکتر محمد فاضلی چاپ شده است.   دیباچه من حدود ده سال پیش در دوره کارشناسی ارشد، دانشجوی محمود شارع پور بودم. او به رغم کم حوصله گی و ناشکیبایی اش در اتاق کار و همچنین دالان ها و راهروهای دانشگاه مازندران، در کلاس هایش شورآفرین و پرهیجان درس می گفت و گاهی در حاشیه، به سیر و سلوک جریان های اندیشه در جامعه شناسی ایران، و خاطره ها و یادمان هایش از بزرگان علوم اجتماعی که استادان یا هم نسلان یا همکاران او بودند، می پرداخت. او معتقد بود، یکی از دلایل عدم انباشت علم در علوم اجتماعی ایران، فقدان کسانی چون لوئیس کوزر، جورج ریتزر، یان کرایب و ... است تا جریان های فکری و نظری جامعه شناسی ایران و جامعه شناسان ایرانی ثبت و ضبط شود. من به رغم اینکه از گوش سپردن به و مطالعه کردن در، چنین سخنان یا نوشته هایی لذت می برم، دانش تاریخی و جامعه شناختی اندکی برای نگارش چنین متن هایی دارم؛ اما به خود جسارت می دهم تا چند سطری در مورد محمد فاضلی که حدود ده سال پیش استادم بود، بنویسم. اگر نوشتن درباره اندیشه و جریان فکری جامعه شناسانی چون یوسف اباذری به خاطر کم کاری ایشان در نوشتن سخت است؛ نوشتن درباره محمد فاضلی به دلیل عادت همواره او به نوشتن دشوار می باشد. او به طور مرتب و جدّی به نوشتن در مطبوعات و مجلات و همچنین شبکه های اجتماعی، تلگرام و اینستاگرام، ادامه می دهد. در سخنرانی هایش به گونه ای نظام مند و قالب دار سخن می گوید که می توان آن ها را نیز به متن نوشتاری تبدیل نمود. اهتمام او به نوشتنِ مداوم، از چند مقوله مایه می گیرد: 1. اعتقاد به مشارکت اجتماعی و سیاسی فعال 2. اعتقاد به کشاندن علوم اجتماعی به عرصه عمومی. 3. اعتقاد به تعامل انتقادی با

برچسب: نویسنده: پرهام زارعی تاريخ: چهارشنبه 1 تير 1401 ساعت: 2:02

من دانش آموخته جامعه شناسی هستم. در باب توسعه اجتماعی، مبادی و مبانی توسعه سیاسی و همچنین مناسبات ساختار اداری و نسبت آن با توسعه، چه بسا کتاب می خوانم، کمی سخن می گویم و کمتر از آن می نویسم. این خواندن و گفتن و نوشتن، گهگاه مایه دردسر برای خودم و خانواده ام شده است. همین چند وقت پیش در محیط کارم، به جهت ایده هایی که در سر می پروراندم و به خاطر مبارزه برای جامه عمل پوشاندن به آن ها با مقاومت هایی مواجه شده و گرفتاری هایی برایم پیش آمد. هر آینه، این اولین بار نبود و گمان نمی کنم که آخرین بار باشد. بر این اساس، اطرافیان از جهت شفقت و گاه بیم ها و امیدها، توصیه و اصرار می کنند که یا تنها کتاب بخوانم و یا مهاجرت از میهن. لیکن هر چند که سرخورده و دلخور باشم و خسته، چه کنم که ایران را چه بسیار دوست دارم و دلم برای وطن می ثپد؛ و درست به همین خاطر است که نمی توانم صرفا بخوانم و لب بربندم و قلم غلاف. *** کار بالا گرفته بود و رئیس یکی از اداره های نظارتی، به همکارانم گفته بود که او اصلا به درد کار اداری نمی خورد و باید اخراج گردد. در این زمان، آن دسته از همکارانم که غالبا از طیف سیاسی مخالف دولت مستقر بوده و خود را تحت ستم می دیدند، با من ابراز همدردی نموده و از کیفیت بالاتر سازمان در زمان مدیریت خود و رفقا سخن می گفتند. آن ها همچنین در صورت در دست گرفتن دوباره امور، سازمانی را بشارت می دادند که بر شایسته گزینی و شایسته پروری، پذیرش نقد و نقادی، فراجناحی بودن، کارایی و کارآمدی، امنیت شغلی، آزادی بیان و ابراز عقیده و ... استوار خواهد بود. روزگاری بدین منوال گذشت. من خسته از خسته گی های انباشته ای که از دوران دانشجویی بر من بار گشته بود، دقیقا از همان زمانی که به خواندن صرف خاتمه دادم،

برچسب: نویسنده: پرهام زارعی تاريخ: چهارشنبه 1 تير 1401 ساعت: 2:02

آیا می توانید فرض کنید، همه چیز به جای گذشته از آینده تأثیر پذیرفته باشد؟ * دقایقی به این عبارت فکر کنیم؛ هر چند می توان ساعت ها در رابطه با آن اندیشید. تعبیر کلاسیک این بود که آنچه این روزها می گذرد، نتیجه آن چیزی ست که در گذشته رخ داده است. اما در ادبیات نوین توسعه، این روزهای ما از میراث گذشته و البته دورنماهای آینده منتج خواهد شد. برای درک زمانمندی در توسعه کشورها، می توان به دو نمونه اشاره کرد: 1. ترکیه برای بازتولید میراث تمدنی گذشته خود، بر روی گردشگری و صنعت سینمایی سرمایه گذاری نموده است. صنعت فیلم سازی ترکیه در طی سال های اخیر تغییرات شگرفی داشته است. بنا به گفته وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه، این کشور جایگاه دومین تولید کننده بزرگ سریال را پس از آمریکا به خود اختصاص داده و سریال های ترکی مخاطبان زیادی در روسیه، چین، کره و آمریکای لاتین دارد. سریال های ترکیه به بیش از 200 کشور جهان صادر شده و به ترویج و اشاعه میراث گذشته این کشور یاری می رسانند. ترکیه در جهتِ از آن خود ساختنِ شخصیت ها، شاعران و مفاخر کشور ما چون مولانا، بوعلی سینا و فارابی نیز ابایی نداشته و هر ساله بودجه های هنگفتی در این خصوص صرف می کند. 2. سهم هوش مصنوعی در اقتصاد آینده جهان در سال 2030 به بیش از 15 تریلیون دلار می رسد. امارات اقدام به ایجاد وزارت هوش مصنوعی کرده است. امارات در افق آینده اهداف کمی ذیل را دنبال می کند: • صرفه جویی 3 میلیارد دلاری در هزینه های دولت امارات، 96 میلیارد دلار افزایش در تولید ناخالص داخلی و علی الخصوص 37 میلیون دلار در بخش مالی این کشور. • تخمین پتانسیل ارزش افزوده هوش مصنوعی تا مرز سالانه 160 میلیارد یورو تا سال 2035. • کاهش هزینه های حمل و نقل تا 44 درصد، انتشار کربن ت

برچسب: نویسنده: پرهام زارعی تاريخ: چهارشنبه 1 تير 1401 ساعت: 2:02

صفحه بندی